سعادتی ست تو را داشتن که من دارم !... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارم سعادتی ست تو را داشتن که من دارم ! کنار من بِنِشین و بگو چه چاره کنم؟ برای غربت تلخــی که در وطن دارم؟ بگو که در دل و دستت چه مرهمی داری برای این همه زخمـــی کـه در بدن دارم؟ مرا بــه خود بفشار و ببین بــه جای بدن چه آتشی ست؟ که در زیر پیرهن دارم؟ به رغم د
دلم را چشمهایش تیرباران کرد ، تسلیمم... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد پریشان است گیسویی در این باد و پریشانتر مسلمانی که میخواهد نگاهش را نگه دارد عصای دست من عشق است، عقل سنـگدل بـگذار که این دیوانه تنها تکیهگاهش را نگه دارد به روی صورتم گیسوی او مهمان شد و گفتم خدا دلبستگان روسیاهش
به من نگاه کنی؛ شعرِ تازه میگویم... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
فضــای خانه کـــه از خندههای ما گــرم است چه عاشقانه نفس میکشم!، هوا گرم است دوباره «دیدهامت»، زُل بزن بـه چشمانی که از حرارتِ «من دیدهام ترا» گرم است بگو دومرتبه این را کــــه: «دوستت دارم» دلم هنوز به این جملهی شما گرم است بیــا گنـــاه کنیم عشق را... نترس خدا هزار مشغله دارد، سر ِ خدا
آب گاهی مومنین را هم شناگر می کند... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کندحال یک دیوانه را دیوانه بهتر می کند! در نگاهش یک سگ وحشی رها کرده و این جنگ بین ما دو تا را نابرابر می کند حالت پیچیده ی مویش شبیه سرنوشت عشق را بر روی پیشانی مقدر می کند آنقدر دلبسته ام بر دکمه ی پیراهنش فکر آغوشش لباسم را معطر می کند رنگ مویش را تمام شهر می دانند ،
بوسیدنت خلاف قوانین کشور است... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
تصمیم داشتم که تو را یک غزل کنم وقتش رسیده است به قولم عمل کنم! این یک معادله ست که مجهولهاش را باید به انزوا بکشانم و حل کنم کندویمان عصاره ی نیش و کنایه هاست زنبور می شوم که لبت را عسل کنم راحت کنار می کشم از این بهانه ها تا شانه های خالی خود را بغل کنم بوسیدنت خلاف قوانین کشور است باید ع
خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست!... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست! فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم که هرچه رود در این سرزمین مسافر توست همان بس است که با سجده دانه برچیند کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست! به وصف هیچ کس جز تو دم نخواهم زد خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست! که گفته