سعادتی ست تو را داشتن که من دارم! - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
شاعرانه تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد...از آن زمان که شنیدم تو شعر می خوانی... سعادتی ست تو را داشتن که من دارم !... اگر چـه شک عجیبی به «داشتن» دارم سعادتی ست تو را داشتن که من دارم !   کنار من بِنِشین و بگو چه چاره کنم؟  برای غربت تلخــی که در وطن دارم؟   بگو که در دل و دستت چه مرهمی داری  برای ای...
دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد، تسلیمم - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
شاعرانه تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد...از آن زمان که شنیدم تو شعر می خوانی... دلم را چشم‌هایش تیرباران کرد ، تسلیمم... به رسم صبر ، باید مَرد آهش را نگه دارد اگر مرد است، بغض گاهگاهش را نگه دارد   پریشان است گیسویی در این باد و پریشان‌تر مسلمانی که می‌خواهد نگاهش را نگه دارد   عصای دست من عشق است، ...
به من نگاه کنی؛ شعرِ تازه می‌گویم - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
شاعرانه تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد...از آن زمان که شنیدم تو شعر می خوانی... به من نگاه کنی؛ شعرِ تازه می‌گویم... فضــای خانه کـــه از خنده‌های ما گــرم است چه عاشقانه نفس می‌کشم!، هوا گرم است   دوباره «دیده‌امت»، زُل بزن بـه چشمانی که از حرارتِ «من دیده‌ام ترا» گرم است   بگو دومرتبه این را کــــه...
آب گاهی مومنین را هم شناگر می کند - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
شاعرانه تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد...از آن زمان که شنیدم تو شعر می خوانی... آب گاهی مومنین را هم شناگر می کند... دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کند حال یک دیوانه را دیوانه بهتر می کند! در نگاهش یک سگ وحشی رها کرده و این جنگ بین ما دو تا را نابرابر می کند حالت پیچیده ی مویش شبیه سرنوشت عشق را بر روی...
بوسیدنت خلاف قوانین کشور است - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
شاعرانه تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد...از آن زمان که شنیدم تو شعر می خوانی... بوسیدنت خلاف قوانین کشور است... تصمیم داشتم که تو را یک غزل کنم وقتش رسیده است به قولم عمل کنم!   این یک معادله ست که مجهولهاش را باید به انزوا بکشانم و حل کنم   کندویمان عصاره ی نیش و کنایه هاست زنبور می شوم که لبت را عس...
خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست! - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست نگاه من به دل پاک و جان طاهر توست! فقط نه من به هوای تو اشک می ریزم که هرچه رود در این سرزمین مسافر توست همان بس است که با سجده دانه برچیند کسی که چشم تو را دیده است و کافر توست! به وصف هیچ کس جز تو دم نخواهم زد خوشا کسی که اگر شاعر است، شاعر توست! که گفته است که من...
او که از جان خودت دوست ترش می داری - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
شاعرانه تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد...از آن زمان که شنیدم تو شعر می خوانی... او که از جان خودت دوست ترش می داری... به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟  سربه تایید تکان دادی و گفتی آری!   "عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود  او که از جان خودت دوست ترش می داری"    ای که نزدیک تری از من دلتنگ به من ب...
تو دلت را جای من بگذار...شاعر می شود - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
شاعرانه تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد...از آن زمان که شنیدم تو شعر می خوانی... تو دلت را جای من بگذار...شاعر می شود... غم که می‌آید در و دیوار، شاعر می‌شود  در تو زندانی‌ترین رفتار شاعر می‌شود    می‌نشینی چند تمرین ریاضی حل کنی  خط‌کش و نقاله و پرگار، شاعر می‌شود    تا چه حد این حرف‌ها را می‌توانی ح...
ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز! - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
لب هاي تو لب نيست ! عذابيست الهی بايد كه عذابی بچشم گاه به گاهی در لحظه ديدار تو ، گفتم كه بعيد است چشمان تو من را نكشاند به تباهی لب هاي تو ناياب تر از آب حيات است تو سوزن پنهان شده در خرمن كاهی اين كار خدا بوده كه يكباره بيفتد در تنگ بلور شب من مثل تو ماهي ای شاخه نبات غزل حافظ شيراز! معشوقه ی ماي...
چه باید کرد وقتی من، هنوز از عشق سرشارم؟! - تاریخ: 1405/7/3 ساعت: 4:55
شاعرانه تمام زندگی ام صرف شعر گفتن شد...از آن زمان که شنیدم تو شعر می خوانی... چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم؟! تو لبخندی به لب داری و من بی تاب و تب دارم پدر شک کرده و مادر،قسم می خورد بیمارم   دلم زخمی و چشمانم پر از ابر و پر از باران ولی من مرد و مردانه،به فکر حفظ اسرارم   قسم خوردم که بع...
ای شاخه نبات غزل حافظ شیراز - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 15:00
ای شاخه نبات غزل حافظ شيراز!بايد كه عذابی بچشم گاه به گاهی جزئیات بیشتر درباره ای شاخه نبات غزل حافظ شيراز!شاخه، شيراز، نبات، حافظ، میثمدر لحظه ديدار تو ، گفتم كه بعيد استچشمان تو من را نكشاند به تباهی بررسی کامل ای شاخه نبات غزل حافظ شيراز!لب هاي تو ناياب تر از آب حيات استتو سوزن پنهان شده در خرمن ...
چه باید کرد وقتی من هنوز از عشق سرشارم - تاریخ: 1405/5/5 ساعت: 15:00
چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم؟! دلم زخمی و چشمانم پر از ابر و پر از بارانجزئیات بیشتر درباره چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم؟!باید، منهنوز، سرشارم، وقتی، دارمولی من مرد و مردانه،به فکر حفظ اسرارم قسم خوردم که بعد از تو فراموشت کنم امابررسی کامل چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم؟...
تو دلت را جای من بگذار...شاعر می شود... - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 10:06
غم که میآید در و دیوار، شاعر میشود در تو زندانیترین رفتار شاعر میشود مینشینی چند تمرین ریاضی حل کنی خطکش و نقاله و پرگار، شاعر میشود تا چه حد این حرفها را میتوانی حس کنی؟ حس کنی دارد دلم بسیار شاعر میشود تا زمانی با توام انگار ش
ای شاخه نبات غزل حافظ شيراز! - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 10:06
لب هاي تو لب نيست ! عذابيست الهی بايد كه عذابی بچشم گاه به گاهی در لحظه ديدار تو ، گفتم كه بعيد است چشمان تو من را نكشاند به تباهی لب هاي تو ناياب تر از آب حيات است تو سوزن پنهان شده در خرمن كاهی اين كار خدا بوده كه يكباره بيفتد در تنگ بلور شب
چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم؟! - تاریخ: 1396/9/1 ساعت: 10:06
تو لبخندی به لب داری و من بی تاب و تب دارم پدر شک کرده و مادر،قسم می خورد بیمارم دلم زخمی و چشمانم پر از ابر و پر از باران ولی من مرد و مردانه،به فکر حفظ اسرارم قسم خوردم که بعد از تو فراموشت کنم اما چه باید کرد وقتی من،هنوز از عشق سرشارم؟! دلم می
او که از جان خودت دوست ترش می داری... - تاریخ: 1396/4/29 ساعت: 20:35
به تو گفتم که در این دور شدن ناچاری؟ سربه تایید تکان دادی و گفتی آری! "عین مرگ است اگر بی تو بخواهد برود او که از جان خودت دوست ترش می داری" ای که نزدیک تری از من دلتنگ به من بین ما نیست به جز فاصله ای اجباری من عروس توام ای از من و آغوشم دور خطبه را گریه ی من می کند امشب جاری زندگی چیست
لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم ... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
به خداحافظی تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد با چراغی همه جا گشتم و گشتم در شهر هیچ کس، هیچ کس اینجا به تو مانند نشد هر کسی در دل من جای خودش را دارد جانشین تو در این سینه خداوند نشد خواستند از تو بگویند شبی شاع
نا مسلمان اینقدر با موی خود بازی نکن... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
با شما تنها نشستن در کناری خوب نیست یا چنین آسان به من دل میسپاری ! خوب نیست نا مسلمان اینقدر با موی خود بازی نکن دکترم گفته برایم بی قراری خوب نیست طبق باورهای دینی با شما بودن بد است ! این تعامل های نا مشروع ٰ آری خوب نیست گریه هم گاهی برای چشم هایت لازم است مثل ابری منقلب باشی ٰ نباری ! خوب
سخت است که معتاد نگاهی شده باشی... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
سخت است که معتاد نگاهی شده باشی دیوانه ی چشمــان سیاهی شده باشــی اینکــه پســر رعیت ده باشی و آنوقت دلداده ی تک دختر شاهـی شده باشـی در پیچ و خم عشق به سختی به در آیی از چاله، ولی راهی چاهی شده باشی از دور تو را محکم و چون کوه ببینند در خویش شبیه پر کاهی شده باشی مانند دلیری که به دستش سپر
که چشمان تو استادند، استاد غزل خوانی... - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 13:31
پریشان تو ام هرچند می دانم نمی دانی چه حالی دارد ای گیسوکمند من پریشانی سرانجام دل شوریده ام را می توان فهمید از آن چشمان مست و تیغ های ناب زنجانی من از اول اسیر بوسه و آغوش بودم، آه خصوصا بوسه ی شیرین شورانگیز پنهانی زبان عشق اگر مردم بلد بودند می دیدند که چشمان تو استادند، است